جادهها و مسیرهایی در نقاط مختلف دنیا وجود دارند که عبور از آنها خطرات فراوان دارد و گاهی آن قدر کشته میدهند که به جاده مرگ معروف میشوند!

دماغ شیطان با تلفظ انگلیسی صحیح The Devil’s Nose را امروز در مجله دلتا
بررسی میکنیم. کشور اکوادور یک خط راه آهن جدید دارد، این راه آهن قرار
بود که شهری ساحلی را به پایتخت این کشور یعنی کیتو وصل کند و باعث رونق
گردشگری شود. این تصمیم باعث شد تا بین جناح های این کشور اختلاف نظر به
وجود بیاید و عده ای موافق و مخالف پیدا کند چرا که قرار بود انسان های
زیادی در این راه کشته شوند. اما چه چیزی باعث می شد تا آن ها از این
تصمیم تا این اندازه وحشت پیدا کنند و با آن مخالفت کنند؟ دماغ شیطان.
در
واقع تصمیمی که رییس جمهور جدید اکوادر گرفته بود، با خطرات بسیار زیادی
همراه بود چون بسیاری از افراد بر این باور بودند که رشته کوههای آند و
موقعیت آنها به هیچ وجه طوری نیست که برای ساخت ریل راه آهن مناسب باشد.
اما بر خلاف تمام اعتراضات و عدم موافقتهایی که شد، آلفارو عدهای از
سازندگان آمریکایی را استخدام کرد و به آنها وظیفه ساخت « سخت ترین راه
آهن دنیا » را محول کرد.

بین دولت اکوادور و آمریکای شمالی شراکت شکل گرفت و ساخت خط راه آهن بین آن شهرها در سال ۱۸۹۹ شروع شد. واقعیت این است که ساخت خط راه آهن آن هم در ارتفاعات یک کوه اصلا کار سادهای نبود و هر چیزی میتوانست آن را مختل کرده و باعث فاجعه انسانی وحشتناکی شود.
زمین لرزههای مکرر، بارانهای سنگین، وجود حیوانات مختلف مانند پلنگهای خالدار آمریکایی، مارهای سمی، مالاریا و تب زرد همه و همه از عواملی بودند که میتوانستند باعث تاخیر در پروژه شوند. اما شاید پر چالشترین بخش ساخت این خط راه آهن، صخرهای بود که به آن لقب دماغ شیطان را داده بودند. برای رسیدن به بالای این صخره ۸۰۰ متری، مهندسان ساختمان مجبور شدند تا روی صخره شیارهایی ایجاد کنند تا در صورت ریزش باران بتواند با شیب مناسب از مسیر عبور کند.

این باور در بین مردم اکوادور وجود داشت که شیطان، صخره دماغ شیطان را آن جا قرار داده است چرا که دوست ندارد در آن نقطه خط راه آهنی ساخته شود و اگر انسانها بخواهند برخلاف این خواسته عمل کنند، باید بهای سنگینی بپردازند. متاسفانه از ابتدا تا پایان ساخت این خط راه آهن، حدود ۲۰۰۰ نفر بر اثر عوامل مختلف مثل بیماری، کار زیاد و شرایط آب وهوایی کشته شدند که همه آن ها هم کارگرانی بودند که روی این پروژه کار میکردند، حتی بسیاری از آنها از کشورهای دیگر آمده بودند تا بتوانند پول خوبی از این کار کسب کنند. در بین این افراد، زندانیهایی با اعمال شاقه هم وجود داشتند که به آنها قول داده شده بود که در صورت اتمام این پروژه میتوانند آزادیشان را بخرند.

دریاچه نفرینشدهای که حیوانات را تبدیل به سنگ میکند!
عوض شدن مفهوم زمان در جزیره زنگبار!!
شهری که ممتد در حال سوختن است!
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .
در ۱۰۰ سال اخیر انسان پیشرفتهای زیادی در هر زمینهای کرده است. با اینکه این پیشرفتها زندگی را برای ما آسانتر کرده ولی آثار زیادی بر محیط اطرافمان به جا گذاشته است به طوری که برخی نقاط هستند که دیگر حضور در آنها ناممکن است.

در
آمریکا نزدیک شهر بوت گودالی عمیق به نام گودال برکلی وجود دارد که
میتوان به جرات گفت سمی ترین گودال جهان میباشد . هیچ جانداری در اینجا
نیست . هیچ پرندهای از بالای این گودال پرواز نمیکند و نوشیدن مقداری از
آب این منطقه میتواند آخرین تجربه نوشیدن آب برای هر موجود زندهای
باشد. همین گودال که به گودال مرگ معرف است تا کنون جان دست کم ده هزار
جاندار را گرفته است. با مجله دلتا همراه باشید تا با این گودال عجیب آشنا شوید.
گودال برکلی (Berkeley Pit) امروزه به نام گودال مرگ یا سمی ترین گودال جهان شهرت پیدا کرده است. البته این منطقه همیشه این عنوان مرگبار را نداشته و روزگاری به عنوان ثروتمندترین تپه جهان شناخته می شد. میلیون ها تن مس، نقره، طلا و سایر فلزات از این منطقه استخراج میشد. اما امروزه دیگر خبری از آن روزگار پرهیاهو نیست و بسیاری از این معادن دیگر به حال خود رها شدهاند. یکی از این معادن، معدن روباز مس است که پس از اتمام حفاری ها به مرگبارترین گودال جهان تبدیل شد! امروزه این گودال بیش از ۱۶۰۰ متر طول و ۸۰۰ متر عرض دارد و عمق آن هم حدود ۵۴۰ متر است. این گودال تا عمق ۲۷۰ متری با آبی اسیدی و بسیار سمی پر شده که از حفاری های معدن به بیرون منتشر شدهاند.

تا اواسط قرن ۲۰ شرکت معدنکاری آناکوندا مسئولیت تمام حفاریهای منطقه را بر عهده داشت. اما وقتی در دهه ۱۹۵۰ عملیات حفاری با هزینههای زیادی روبرو شد به ناچار به روش کارآمد و به صرفه «برداشتن نوک کوه» روی آورد! به این ترتیب نوک کوه و تپهها برداشته میشد و آنقدر حفاری میشد تا به معدنی روباز تبدیل شود. با توجه به انفجار تکنولوژی در آمریکا و نیاز به مس، حجم بسیار زیادی مس از این معدن استخراج شد. هرچه مس بیشتری استخراج می شد، عمق این معدن بیشتر میشد.
در سال ۱۹۸۳ آنقدر مس از این معدن استخراج شده بود که دیگر نایی برای آن نمانده بود بنابراین به معدنی دیگر نقل مکان کرد. زمانی که معدن در حال فعالیت بود پمپهای قدرتمند با مکش بالا آب باران و برف را سریعا از این گودال خارج میکردند؛ اما بعد از متروکه شدن معدن، آب باران به تدریج در این گودال جمع شد. آب جمع شده در این گودال باعث تراوش فلزات و مواد معدنی سمی صخرههای اطراف گودال شد. آب به تدریج اسیدی شد: سمی ترین گودال جهان در حال متولد شدن بود!

جالب است بدانید که آب گودال برکلی به حدی سمی است که هیچ موجود زندهای نمیتواند در آن زنده بماند. هیچ نوع ماهی در آب یافت نمیشود و هیچ گیاهی هم در اطراف این آب رشد نکرده است. هیچ حشره و مگسی هم در اطراف گودال یافت نمیشود.
یکی از تراژدیهای این گودال سمی در سال ۱۹۹۵ اتفاق افتاد. زمانی که دستهای از قوهای مهاجر برای فصل زمستان به این جا آمدند و همین که در آب فرود آمدند دفتر زندگی آنها به صورت دسته جمعی بسته شد. طبق آمار ۳۴۲ قو در این گودال جان دادند .

مرگ قوهای مهاجر بهدلیل سوراخ شدن مری و مجرای گوارشی آنان بعد از نوشیدن این آب اسیدی و تنفس در هوای این منطقه بود. بهصورتی که روی آب از لاشه این پرندگان زیبا سفید شده بود. این اما آخرین آمار مرگ و میر در این گودال نبود و در سال ۲۰۱۶ دوباره گروهی از قوهای مهاجر روی این دریاچه فرود آمدند. این بار تعداد آن ها بسیار زیاد بود و حدود ۱۰۰۰۰ قو بودند.

نکته عجیب اینکه امروزه سمیترین گودال جهان به یک جاذبه توریستی تبدیل شده و گردشگران زیادی از سراسر دنیا برای دیدن این گودال مرگبار به این منطقه سفر میکنند.

دریاچه ای که یک شبه همه را کشت!
قدیمی ترین و عمیق ترین دریاچه جهان
مونووی؛ شهری که فقط یک نفر جمعیت دارد!
هتل ۱۳۰۰ ساله، اولین هتل دنیا!
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .
مطلبی که امروز میخواهیم به آن بپردازیم برای خیلی از مردم غیر قابل باور است، البته تا حدی هم حق دارند. شهری در حال سوختن.

بعضی مواقع شهرها بر اثر زمین لرزه و جنگ و یا سایر بلایای طبیعی آتش میگیرند که در بدترین شرایط تا چند روز آینده آتشنشانان آن را خاموش میکنند و روال طبیعی زندگی به راه میافتد. اما در اینجا، شهر سنترالیا ، روال فرق دارد و هم اکنون هم در حال سوختن است. مگر میشود؟ با مجله دلتا همراه باشید تا به این سوال پاسخ دهیم.

بله میشود. شهر سنترالیا در آمریکا ۵۵ سال است که دارد میسوزد و طبق گفته کارشناسان این سوختن شاید تا هزاران سال ادامه داشته باشد. اما چرا؟

شروع سوختن این شهر به ۵۵ سال قبل باز می گردد. در سال ۱۹۶۲ بود که معدن شهر سنترالیای آمریکا برای اولین باز به طور عجیبی آتش گرفت که هنوز هم دلیل آن آتش سوزی معلوم نیست.

شهر سنترالیا در آمریکا دارای معادن عظیم و غنی از زغال سنگ است که در دل زمین مدفون شدهاند و هم اکنون دسترسی به آن غیر ممکن است.

در اوایل آتش سوزی مردم محلی شهر سنترالیا تفکر این را داشتند که آتش سوزی کوچکی است و پس از چند روز خاموش خواهد شد ، اما ماجرا به نحوی دیگر رقم خورد.
بیش از ۵۵ سال است که این شهر با تمام معادن و ساختمان ها و سایر متعلقاتش بی وقفه در آتش میسوزد و هیچ کس هم نمیتواند جلوی آن را بگیرد.

در سال ۱۹۸۰ دولت دستور داد شهر را به طور کامل تخلیه کنند تا زندگی مردم بیشتر از این در خطر نباشد. بلند شدن دودهای سیاه و گازهای سمی تقریبا زندگی در این شهر را غیر ممکن کرده بود.

هم اکنون که شما با ما در حال خواندن این مقاله هستید این شهر در حال سوختن میباشد. اما امروزه تبدیل به یک جاذبه گردشگری شده و مردم از سراسر جهان به اینجا میآیند تا شاهد سوختن شهر سنترالیا در ایالت پنسیلوانیا باشند.

مونووی؛ شهری که فقط یک نفر جمعیت دارد!
تخمهای دایناسور یا شاید بقایای آدم فضاییها در ساحل اتاگو!
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .
شهرهای مغروق بسیاری در گوشه و کنار جهان کشف شدهاند که هم از بعد باستان شناسی و هم از منظر دنیای گردشگری جذاب و مورد توجه بوده و هستند.

مقصد گردشگری امروز ما خرابههای بازمانده از شهری باستانی به نام شهر بایا است که در اعماق دریا پنهان شده است، در ادامه با مجله دلتا همراه باشید.

«بایا» شهر آب معدنی و اقامتگاههای ساحلی بوده که در دوران شکوه روم باستان در شمال غربی خطوط ساحلی «خلیج ناپل» قرار داشته است. این شهر به ویژه در اواخر «جمهوری روم» و نخستین سالهای آغاز دوران امپراتوری روم باستان بر شهرهای معروف دیگر آن دوران همچون پمپئی، هرکولانیوم و کاپری ارجحیت داشته و از نظر ثروت و شهرت گوی سبقت را از آنان ربوده بود.

البته این شهر سوای این معروفیت، به خاطر اشاعه فساد و افکار انحرافی نیز از شهرت نه چندان خوبی برخوردار بوده و به نوعی بدنام بود. اما داستان این شهر همچنان پر زرق و برق ادامه پیدا نکرده و بخش اعظم آن در طول دوران رنسانس و به واسطه فعالیتهای آتشفانی محلی رفته رفته به زیر آب فرو رفت.

بایا
برای قرنها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود، در واقع این شهر را
باید به نوعی بازآفرینی ثروت و قدرت دانست که به ویژه در میان افراد متشخص
و سرشناس روم باستان بسیار مورد توجه بود. این شهر بر روی دهانههای
آتشفشانی طبیعی ساخته شده و به خاطر داشتن چشمههای
آب معدنی شفا بخش، شهرت خوبی پیدا کرده بود. این چشمهها در سراسر شهر
پخش شده بودند و تنها چیزی که لازم بود ساخت یک اسپای جدید بود.
در
دوران رونق این شهر بسیاری از شخصیتهای مهم و شناخته شدهی آن دوران به
صورت مرتب از شهر بایا بازدید میکردند و حتی تعدادی از آنها برای اقامت
خود ویلاهای شخصی نیز تدارک دیده بودند.
به
نظر میرسد نام شهر بایا برگرفته از نام «بایوس» است که در ادیسه، اثر
حماسی و به یادماندنی هومر شاعر و داستانسرای یونانی از او به عنوان سکان
دار کشتی «ادسیوس» نام برده شده است. ظاهرا بایوس در جایی در همان نزدیکی
به خاک سپرده شده است.
اما در مجموع این شهر، معجونی از اخلاقهای عجیب و بعضا ناپسند بود که سبب شد شهر بایا با نام لاس وگاس روم به شهرت برسد.
در اوایل سال ۱۵۰۰، شهر مجلل دیروز به خرابه تبدیل شده بود و این خرابهها نیز تقریبا متروکه بودند. شهر بایا روی دهانههای طبیعی آتشفشان
واقع شده بود و در نتیجه آن آب گرم از درون آنها به سطح شهر راه پیدا
میکرد که در نهایت باعث شد بخش زیادی از بایا به زیر آب فرو رود. در واقع
کل این منطقه به دلیل خالی شدن لایههای زیرین اتاقهای ماگما که در طول
قرن شانزدهم رخ داد، بیش از ۶ متر فروکش کرد. سطح آب نیز آرام آرام بالا
آمد و در نهایت بخش قابل توجهی از آثار برجای مانده از این شهر باستانی به
زیر آب فرو رفت.
امروزه بقایای جالب توجه و تماشایی شهر بایا از جمله معدود پارکهای باستان شناسی زیر آبی
است که بازدید کنندگان را به سفری به درازای تاریخ میبرد. گردشگران
میتوانند از میان قایقهایی با دریچههای شیشهای به تماشای آن بنشینند.
از سوی دیگر غواصی نیز از جمله راههای دیگر برای حضور در این ناحیه است
که به مردم اجازه میدهد مستقیما از میان شهر عبور کنند.
در نهایت شاید از آن شهر پرآوازه دوران باستان چیز چندانی باقی نمانده باشد، اما خرابههای مغروق آن هنوز هم شگفتی ساز هستند.
نورانی ترین سواحل شب تاب جهان
بزرگترین کشتی تفریحی دنیا، شهری مجلل بر روی آب
دهکده قرون وسطایی که به شکل ترسناکی از آب بیرون میآید!
قنات حفر شده توسط جنها و دیوها
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .
از دوران کودکی، قبرستانها همیشه مکانهایی بودند که ترس و وحشت را برای ما تداعی میکردند. هنوز هم نمیدانیم چرا از قبرستان میترسیدیم، اما اگر به قبرستان «هایگیت» بروید، شاید بتوانید دلیل این وحشت بازمانده از دوران کودکی را بیابید.

مقاصد
ماجراجویانه از دیرباز تاکنون مورد توجه بسیاری از گردشگران در سراسر
جهان بوده است. شاید دلیل آن هم حس کنجاوی انسانها باشد؛ از همین رو
میخواهیم یکی از همین مقاصد هیجان انگیز را خدمتتان معرفی کنیم، این مقصد
قبرستان هایگیت لندن است که از دوره ویکتوریا در این شهر باقی مانده و
افراد سرشناسی هم در بخش های مختلف آن دفن هستند. در برخی از رسانهها
گفته شده است که این گورستان محل دفن خون آشامهایی هم بوده است که جسد
آنها توسط اهالی لندن دفن شده است. در ادامه با مجله دلتا همراه باشید.
قبرستان هایگیت یکی از معروفترین و قدیمی ترین گورستانهای انگلستان است که در شهر لندن قرار دارد و آن را در سال ۱۸۳۹ میلادی یعنی در دوره ویکتوریا ساختند، تا مکانی آرام برای مردگان این شهر به وجود بیاید. این گورستان یکی از مناطق جذاب شهر لندن به شمار میرود و دلیل آن هم معماری بینظیر و بناهای تاریخی و فوقالعادهای است که در آن ساخته شده است. همچنین این قبرستان آرامگاه افراد بزرگ و سرشناسی چون کارل مارکس (فیلسوف) و داگلاس آدامز (نویسنده داستان های علمی-تخیلی) نیز میباشد. حتی در برخی از رسانههای انگلیسی زبان در دهه ۶۰ قرن بیستم این قبرستان را خانه پادشاه خون آشام زنده نما نیز میدانستند. بسیاری از مردم میگفتند که اجساد تکه تکه میشود، سرشان قطع میشود و حتی برخی از اجساد توسط خونآشامها سوزانده میشوند.

قبرستان هایگیت از بخشهای مختلفی ساخته شده است، از این بخش میخواهیم به شرح بخش های مختلف این قبرستان بپردازیم. این قبرستان یک دروازه بلند و بزرگ دارد که دلیل نامگذاری آن به های گیت نیز بوده است.

اما این قبرستان تنها یک دروازه ندارد بلکه در شمال، غرب و شرق هم دروازههایی دارد. قبرهایی از دهههای مختلف در این قبرستان مشاهده خواهید کرد.

در بخش شرقی قبرستان هایگیت لندن قبر افراد سرشناسی وجود دارد که یکی از مشهورترین آن ها که فردی فیلسوف، جامعه شناس، تاریخ شناس، اقتصاددان و متفکری انقلابی به نام کارل هاینریش مارکس نیز است.مارکس در دوره خود توانسته بود لقب “تاثیرگذارترین فیلسوف تمام عصرها” را کسب کند.

سمت غربی گورستان هایگیت به نسبت شرقی آن از نظر درختان و طبیعت غنی تر است و رشد گیاهان در این منطقه بهتر بوده است و درختچه های این بخش سبب شده تا چهره گورستان وحشتناک به نظر برسد. به همین منظور برای بازدید گردشگران راهنماهایی قرار دادهاند تا از گم شدن افراد جلوگیری نمایند. جالب است بدانید که در قبرستان غربی هایگیت یک دیوار یادبود ساختهاند تا در آن بتوانند یاد و خاطره سربازان کشته شده در جنگهای گوناگون بریتانیا را زنده نگه دارند.

جالب است بدانید از سال ۱۹۷۵ به بعد دفن اجساد مردگان در قبرستان غربی ممنوع اعلام شد و همین خود دلیلی شده تا این بخش چهره قدیمی و کهنه به خود بگیرد و وحستناکتر به نظر برسد. گردشگران بدون راهنما اجازه بازدید از این گورستان را ندارند چرا که احتمال گم شدن آنها بسیار زیاد است.

به غیر از دو قبرستان شرقی و غربی، قسمتهای دیگری هم در این گورستان وجود دارد که میتوانید به بازدید آنها بروید. به همین منظور میتوانید از قبرهای سربازان با نام وار گریوز دیدن کنید که سربازانی از جنگهای جهانی اول و دوم هستند. جالب این که در میان پیکرهای این سربازان نام چند زن نیز به چشم میخورد.
از دیگر دیدنیهای موجود در قبرستان هایگیت میتوان به صلیب قربانی (Cross of Sacrifice) اشاره کرد. این صلیب بخش غربی گورستان هایگیت واقع شده و یکی از معروفترین نمادهای موجود در هایگیت به شمار میآید.

شهر زیبایی که حاصل برخورد شهاب سنگ به زمین است!
دریاچهای که در آن اسکلت انسان روییده است!
قنات حفر شده توسط جنها و دیوها
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .