گاهی این موجود دوستداشتنی در سایه اعمال انسان و بازتابهای آن، از زندگی تهی شده و به پوستهای مناسب برای مخفی کردن ذات شیطانی مبدل میشود. این داستان درختی است که در یک پارک دورافتاده در آمریکا واقع شده است. با ما در مجله دلتا همراه باشید تا با اسرار درخت شیطان آشنا شوید.
داستان این درخت که از تیرگی اعمال بشر نامهربان بال و پر گرفته ایدهای جالب برای دنیای گردشگری وحشت است.
باور بر این است که گروه «کوکلوکس کلان» در زمان فعالیت، پایگاه اصلی خود را در نزدیکی این درخت برپا کرده بود. این پارک در یکی از بخشهای دورافتاده این منطقه واقع شده است. این درخت ظاهرا محلی ایدهآل برای اعضای این فرقه بوده تا آسوده خاطر و دور از چشم دیگران سیاهپوستان را مورد آزار و اذیت قرار داده و سرانجام آنها را به دار بیاویزند. به نظر میرسد این اعمال سیاه و نژادپرستانه بخشی از نفرین سیاهی است که دامن این درخت مرگبار را گرفته است. بهطوری که تاکنون بسیاری از مردم از رویدادهای ترسناکی صحبت کردهاند که در اطراف این درخت شاهد رخ دادن آنها بودهاند.

یکی از بازدیدکنندگان از روی کنجکاوی به سراغ درخت رفته است. او میگوید که این درخت انرژی منفی و شیطانی قابل توجهی را با محیط اطراف خود به اشتراک گذاشته است. انرژی شیطانی که در هوای اطراف این درخت جاری است، در واقع از زجر ارواح زنان و مردانی نشات گرفته که توسط فرقه خطرناک کوکلوکس کلان کشته شدند. اگر به درخت نگاه کنید، شاخههایی را مشاهده خواهید کرد که تقریبا به سمت زمین پایین کشیده شدهاند.
این شاخهها نمادی از طنابهای داری هستند که روزگاری به جرم سیاه بودن به گردن افراد بیگناه افتاده و شاهد لرزشهایی بودند که از بدنهای رو به مرگ آنها به درخت منتقل شده است.

به نظر میرسد این درخت دوست ندارد مردم از شاخههایش بالا بروند. استیو یکی از افرادی است که تجربه تلخی از بالا رفتن از درخت شیطان دارد. ظاهرا او و دوستانش یک بار سعی کردند از درخت بالا بروند که اتفاق عجیبی برایشان رخ میدهد. او تعریف میکند که به محض نشستن روی شاخه، آنها صداهایی را شنیدند که گویی از درون درخت به گوش میرسیده است. پس از چند لحظه این سروصدا حتی بلندتر شده و با یک صدای مهیب دنبال شد و ناگهان انرژی از درون درخت به سمت او و دوستانش جریان یافته و همگی را در هوا به پرواز درآورد. استیو ادامه میدهد که وقتی روی زمین پرتاب شد، ظاهرا به قوزک پایش فشار آمده که منجر به شکستگی آن شد.

پیشنهاد مطالعه: شما را دعوت میکنیم به مطالعه مطلب ارزشمند در این شهر حتی مردن ممنوع است.
شهری در کشور نروژ قرار دارد که به دلیل شرایط آب و هوایی که در آن حکم فرماست اگر کسی فوت کند حق دفن در زمینهای این شهر را ندارد، به عبارتی مردن در این شهر ممنوع است و هیچ جسدی در آن دفن نمیشود. با ما در مجله دلتا همراه باشید تا با شهر لانگیرباین در نروژ آشنا شوید.
شهر عجیبی در جهان وجود دارد که حتی مردن در آن ممنوع است. این شهر در جزایر سوالبارد نروژ واقع شده است. از سال ۱۹۵۰ قانون مردن ممنوع در لانگیرباین آغاز شد.
مردم این شهر حق مردن ندارند. حتی اگر تمام زندگیشان را آنجا زندگی کرده باشند زمانی که لحظه مرگشان میرسد، مجبورند تا این شهر را ترک کنند و بقیه زندگی خود را بیرون از جزیره زندگی کنند. اگر هم بر حسب اتفاق در لانگیرباین بمیرند، جسدشان خارج از شهر دفن میشود.

جالب است بدانید برخی از محققان متوجه شدند، اجساد کسانی که در قبرستانهای این شهر دفن شده بودند تجزیه نشدهاند. این موضوع خود دلیل وحشت بسیاری از دانشمندان شده بود. چراکه برخی از این اجساد، ویروسهای کشندهای را در خود داشتند که تجزیه نشدن آنها در خاک سبب شده بود تا این ویروسها زنده باشند و مجدد سبب بروز مشکل در جامعه بشریت باشند.
دلیل این اتقاق نیز دمای هوای به شدت پایین این شهر است. این شرایط اجازه تجزیه اجساد را نمیدهد و جسم مردگان نروژی در شهر لانگیرباین به طور کاملا سالم نگه داشته میشود. از همین رو بود که این قانون مردن و دفن جسد در این شهر نروژی برای همیشه ممنوع اعلام شد.

مسئولین شهر لانگیرباین نمیخواستند اتفاقی برای کشور نروژ رخ دهد پس قانونی مبنی بر مردن ممنوع را در این شهر وضع کردند تا اجسادی که بیمار بودهاند با آب شدن جسدشان بیماریهای آنها در محیط پخش نشود و فاجعه انسانی رخ ندهد.
هنوز معلوم نیست ویروسها و باکتریهای بدن مردگان چه تأثیراتی روی بدن زندگان میتواند داشته باشد ولی با همه این حرفها این شهر تصمیم گرفت که قید همهچیز را بزند و مرگومیر و دفن را غیرقانونی اعلام کند. مردن هنوز در لانگیرباین ممنوع است، تا ساکنین دیگر این شهر در معرض خطر بیماریهای مردگان قرار نگیرند.

پیشنهاد مطالعه: شما را دعوت میکنیم به مطالعه مطلب ارزشمند در این روستای ایرانی به مرد سیگاری، هرگز زن نمیدهند!
هتل ساحل طلایی در ۱۱ کیلومتری قشم است. این هتل قبلها به ساحل سیمین یا پلاژ سیمین معروف بوده. ساحل اختصاصی هتل بسیار تمیز و خلوت است. علاوه بر اینها مسافران میتوانند لذت ماهیگیری را در اسکله تفریحی هتل تجربه کنند. با ما در مجله دلتا همراه باشید تا با هتل ساحل طلایی در قشم آشنا شوید.

این هتل چند نوع واحد اقامتی دارد: سوئیت و اتاق معمولی،سوئیتهای وی آی پی و دوبلکس دوطبقه. رستوران ساحلی دوطبقه با نمای رو به دریا و آلاچیقهای چوبی کنار ساحل همواره برای مسافران خاطرات خوشی را رقم میزند. این هتل در جاده ساحلی جنوبی و در کنار زیارتگاه شاه شهید واقع شده است.

این هتل کمتر از ۲۰ دقیقه با یکی از جاذبههای شگفتانگیز قشم فاصله دارد. دره ستارهها با قدمتی دو میلیون ساله، یکی از جاذبههای طبیعی قشم است که صحبت از آن همیشه با داستانها و گاهی خرافههای جالبی همراه بوده. اقامت در این هتل زیبا و بازدید از این نقاط دیدنی میتواند بدل به یکی از بهترین تجربیات مسافران قشم شود.
این هتل دارای ۵۸ باب اتاق دوتخته و سه تخته و ۴ تخته و انواع سوئیت است.

این هتل در ورودی ۱۱ کیلومتری شهر واقع شده است. فاصله آن تا فرودگاه ۴۵ دقیقه است و تا اسکله مسافربری شهید ذاکری ۱۵ دقیقه است.

پیشنهاد مطالعه: شما را دعوت میکنیم به مطالعه مطلب ارزشمند عجایب هفتگانه جزیره قشم.
هرقدر از زیبایی چشماندازهای وصف نشدنی و بینظیر شمال کشورمان بگوییم باز هم تا خودمان به آنجا سفر نکنیم برایمان قابل درک نیستند. اگر ساکن ایران زیبا هستید و عاشق ساحلهای اروپایی هستید، ما به شما ساحل چاف و چمخاله را پیشنهاد میکنیم. وصف چمخاله نه در کلمه و نه تصویر نمیگنجد و باید به آنجا رفت و آرامش دریا را در کنار شانههای سترگ و ایستاده کوهستان با تمام وجود حس کرد. ساحلی که میتوان ساعتها برروی ماسههایش قدم زد و تنها صدای تلاطم دریا را شنید. با ما در مجله دلتا همراه باشید تا با چمخاله در گیلان آشنا شوید.
چمخاله نگین شهرستان لنگرود و نزدیکترین ساحل آن است. این شهر در ۱۰ کیلومتری شرق آن و ۲۰ کیلومتری شرق لاهیجان واقع شده است. چمخاله بعد از انزلی دومین قطب توریستی گیلان محسوب می شود.

اهالی مهربان و خونگرم چمخاله از لکهای جلالوند و جاف استان کرمانشاه هستند که گویش آنها لکی است. درآمد اصلی اهالی این شهر از کشاورزی و صیادی است. محصولات کشاورزی این منطقه برنج و هندوانه است.
یکی از دلایل محبوبیت چمخاله رودخانه زیبا و پرآب آن است که در زمانهای نه چندان دور محل عبور و مرور کشتیهای روسی و ایرانی بوده است. به چمخاله که سفر کنید تنها دریا نیست که شما را مجذوب خود میکند، بلکه طبیعت دلانگیز و روحنواز، مزارع اطراف ساحل، نزدیکی به کوههای لنگرود همه با هم سفری دلنشین را برای شما رقم میزنند. همچنین ساحل چمخاله مناسب تفریحاتی از قبیل قدم زدن کنار ساحل، قایقسواری، اسبسواری، شنا و کوهنوردی است.

در تمام فصول سال، چمخاله زیباییهایی برای نمایش دادن به مسافرانش دارد. اما نیمه دوم بهار و تابستان، زمان بهتری برای سفر به این شهر و همینطور شنا هستند. اگر در این فصل به چمخاله میروید حتما لباسهای خنک، عینک آفتابی، کرم ضدآفتاب و تجهیزات مورد نیاز تفریحات مورد علاقه خود را به همراه داشته باشید.
در چمخاله به هیچ وجه نگران اقامت نباشید. هتلهای بسیار مناسب و مجهزی در این منطقه برای رفاه مسافران ساخته شده که به راحتی میتوانید یکی از آنها را برای هر چند شب که بخواهید انتخاب کنید و با خیالی آرام به تفریح و گردش بپردازید.

درختان آنقدر انبوه و سربهفلک کشیده هستند که نمیگذارند نور خورشید فضا را کاملا روشن کند. از طرفی مه غلیظ و صدای جانوران هم فضای جنگل را وهمآلودتر میکنند. ترسناکترین جنگل دنیا در نزدیکی شهر « کلوژ-نپوکا» کشور رومانی قرار دارد، جنگلی به اسم هویا باچو (Hoia Baciu Forest) که میگویند به دست ارواح تسخیر شده است. با ما در مجله دلتا همراه باشید تا با ترسناک ترین جنگل جهان آشنا شوید.
این جنگل بزرگ ۲۵۰ هکتار مساحت دارد و اتفاقهای عجیبی که در آن رخ میدهد باعث شده که به آن مثلث برمودای رومانی بگویند. امروزه گردشگران زیادی به رومانی میروند که این جنگل را ببینند. بازدیدکنندگان گزارشاتی از وجود ارواح سرگردان، چهرههای خبیث و حتی وجود موجودات فضایی در این جنگل دادهاند. اما متاسفانه هرگز نتوانستند از این وقایع عکس بگیرند و سریع پا به فرار گذاشتهاند.

در این جنگل تا به حال گزارشهای زیادی از دیدن ارواح به ثبت رسیده که ناگهان در مقابل چشمان گردشگران ظاهر میشوند. البته شاید ترسناکتر از این ارواح، صورتهایی باشند که در پسزمینه عکسهای گردشگران سبز شدهاند. اتفاقات عجیب این جنگل فقط محدود به ارواح نیست و حتی بشقاب پرنده و آدم فضاییها هم در آن دیده شده است.
به گفته گردشگرانی که به این جنگل میروند، از همان لحظه ورود به داخل جنگل احساس ترس و نگرانی وجودشان را پر میکند و هر لحظه فکر میکنند کسی در حال تماشای آنهاست. حتی گیاهان و درختان جنگل هم ظاهری عجیب و ترسناک دارند.
مردم محلی آن منطقه میگویند که هر کس به این جنگل برود، دیگر هیچوقت به خانه برنمیگردد. هر کسی هم که تا به حال به این جنگل رفته و برگشته است از آسیبهای روانی و جسمانی و احساس بیماری حرف میزند. البته این جنگل فقط زورش به آدمها نمیرسد بلکه تجهیزات الکتریکی را هم مختل میکند!
