آیا تا به حال آرزو کردهاید در شهری زندگی کنید که تنها با برداشتن یک قدم در آن، بتوانید از کشوری به کشور دیگر بروید؟ در مرز بلژیک و هلند شهر کوچکی به نام بارل وجود دارد که شما تنها با قدم زدن در این شهر از کشوری به کشور دیگر سفر میکنید.

شهر
پر مرز بارل در شهرستان تورنو در استان آنتورپ در منطقه فلاندری کشور
بلژیک واقع شدهاست و مرز مشترک بلژیک و هلند محسوب میشود. در این شهر
زیبا و کوچک که نیمی از آن در هلند است و نیمی دیگر در بلژیک، مردم در
خانههایی زندگی میکنند که روی مرز مشترک این دو کشور ساخته شده است. با مجله دلتا همراه باشید.
بهتر است کمی بیشتر با موقعیت جغرافیایی شهر پر مرز بارل آشنا شویم. این شهر مرزی کوچک از شمال متعلق به هلند است و از جنوب در بلژیک
قرار دارد. بارل از زمینهای کوچکی ساخته شده است. بخشی که متعلق به بلژیک
است به نام بارل هرتاگ (Baarle-Hertog) شناخته میشود و زمینهای متعلق
به هلند، بارل ناساو (Baarle-Nassau) نامیده میشوند. تا اینجا که با
اشتراکات مرزی در شهر کوچک بارل آشنا شدید، میتوانید تصور کنید که
تقسیمات کشوری و قوانین در این شهر چقدر پیچیده است.
شاید
تصور کنید که زمینهای متعلق به بلژیک و هلند کاملا از هم مجزا هستند و
تقسیمات مشخصی دارند، اما اینطور نیست و زمینها در هم ادغام شدهاند و
خطوطی که مرز دو کشور را نشان میدهند در واقع در همه جای شهر دیده
میشوند. تعداد ۲۶ قطعه مجزا متعلق به کشور هلند است که توسط زمینهای
بلژیکی احاطه شده است و برخی از زمینهای هلندی و بلژیکی کاملا باهم ادغام
شده اند.
این
شهر از بالا باوجود خطوط تقسیمات مرزیاش، شبیه به یک پارچه چهل تکه به
نظر میرسد. همین تقسیمات مرزی در شهر پر مرز بارل، باعث شده این شهر
دارای یکی از پیچیدهترین مرزها بین دو کشور در دنیا باشد.
جغرافیای پیچیده این شهر مربوط به دوران قرون وسطی
است، زمانی که معاملات زیادی در خصوص خرید و فروش زمینهای این منطقه از
طریق خانوادههای اشرافی، صورت میگرفت. عمده این زمینها توسط دوک
باربانت (Duke of Brabant) از خاندان اشرافی ناساو، خریداری شد.
این
مرزها تا پیش از اعلام استقلال بلژیک از هلند در سال ۱۸۳۱، تعریف نشده
بود و پس از این اتفاق، دو کشور مجبور به تعیین زمین های خودشان شدند. در
گذر سالها، این مرزها بسیار تغییر کرده است و هر کدام از زمینها بارها
بین دو کشور معامله شده است و زمینهای بلاتکلیف زیادی وجود داشته که مشخص
نبوده به کدام منطقه تعلق دارد. سرانجام در سال ۱۹۹۵ ملیت آخرین زمین نیز
مشخص شد و بعد از آن، مرزهای نهایی این دو کشور روی زمین و نقشهها،
کشیده شدند.
امروزه این شهر کوچک تبدیل به یک جاذبه توریستی شده است و افراد زیادی برای دیدن این پازل کوچک به این شهر میآیند. وارد شدن به کشوری دیگر تنها با یک گام، تجربه جالبی است که در هیچ کجای دنیا نمیتوانید آن را به این شکل خاص، تکرار کنید. در سراسر شهر ضربدر و علامتهای سفیدی میبینید که نشان دهنده مرز دو کشور هستند. این علامتها در پیادهروهای شهر، کافهها و ساختمانهای شهر نیز دیده میشوند.
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .
روستایی بدون خیابان، رویایی ترین روستای جهان
دریاچه فقط در فصل تابستان به این ظاهر جادویی در میآید، جالب است که دریاچه خالدار در ماههای زمستان و بهار مثل دریاچههای معمولی دیگر است اما در فصل تابستان بیشتر آب دریاچه تبخیر میشود و سر و کله این لکههای عجیب و غریب پیدا میشود.

در
شهر اوسویوس کانادا دریاچهای عجیب و غریب وجود دارد که از پدیدههای
نادر طبیعی به حساب میآید. در اینجا با دریاچهای روبرو میشوید که با
چندین و چند گودال دایرهای رنگارنگ پوشیده شده و به خاطر به آن دریاچه
خالدار میگویند. برای آشنایی با این دریاچه با مجله دلتا همراه باشید.
در
واقع این دریاچه کوچک، معدنی ترین دریاچه دنیاست و در آن مواد معدنی
زیادی مثل کلسیم، سدیم سولفات و منیزیوم سولفات پیدا میشود. این مواد
معدنی و نمکها از تپههای اطراف وارد این دریاچه شدهاند.
در
طول تابستانهای گرم، بیشتر آب این دریاچه تبخیر میشود و تجمع این مواد
معدنی به شکل لکههایی در دریاچه نمایان میشود. در طول تابستان اندازه و
رنگ این لکهها با میزان تبخیر تغییر میکند. بسته به مواد معدنیای که هر
کدام از لکهها از آن تشکیل شدهاند رنگ این لکهها بین آبی، سبز و زرد
متفاوت است.
این
دریاچه کمیاب، قرنها به عنوان دریاچهای که مردم را شفا میدهد مورد
احترام بود چون مردم اعتقاد داشتند که هر کدام از این دایرهها مواد
دارویی خاص و خاصیت درمانی مخصوص به خودش را دارد. قبیله اوکاناگان از آب
این گودال ها برای درمان بیماریهایی مثل زگیل، بیماریهای پوستی، دردهای
بدنی و زخم جنگها استفاده میکردند و آنقدر این دریاچه خواص درمانی زیادی
داشت که از نظر آنها مقدس بود.
زمین
پیرامون دریاچه تا حدود ۴۰ سال مالکیت خصوصی داشت و سالها در اختیار
خانوادهای به اسم ارنست اسمیت بود این خانواده بعد از مدتی تصمیم میگیرد
که از این دریاچه به عنوان چشمه آب گرم
استفاده کند برای همین مردم بومی این ناحیه تصمیم میگیرند تا برای حفاظت
از دریاچه آن را از خانواده اسمیت خریداری کنند. سرانجام در سال ۲۰۰۱ بعد
از چانه زنیهای بسیار افراد بومی موفق میشوند تا این دریاچه را به قیمت
۷۲۰ هزار دلار از این خانواده بخرند.
هدف
آنها برای پرداخت این مقدار پول این بود که از اینجا به عنوان یک مکان
مقدس و شفادهنده محافظت کنند. با این خرید خیال مردم بومی راحت شد که
اطراف این دریاچه با اهمیت تاریخی بسیاری که دارد از رشد و توسعه در امان
میماند و نسلهای بعد میتوانند مثل اجداد خود از این دریاچه استفاده
کنند، همچنین گردشگران هم میتوانند این پدیده طبیعی باورنکردنی را تماشا
کنند.
اینجا
جادوییترین مکان کاناداست پس تعجب برانگیز نیست که این دریاچه زیبا و
منحصربهفرد گردشگران زیادی دارد و از آن جاذبههایی است که هر مسافری در
شهر اوسویوس در بریتیش کلمبیای کانادا از آن دیدن میکند.
دره ماه، سفر فرا زمینی بدون خارج شدن از جو!
عوض شدن مفهوم زمان در جزیره زنگبار!!
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .
روستای برغان به سبب داشتن باغها و مزارع سرسبز و رودخانههای خروشان، یکی از مقاصد تماشایی برای گردشگران به شمار میآید و به همین سبب به عنوان روستای توریستی و نمونه هدف گردشگری شناخته شده است.

در
نزدیکی شهر کرج و در دامنههای جنوبی کوهستان البرز، روستایی سرسبز و
پرطراوت به نام برغان وجود دارد که گویی در خود بهشت قرار گرفته اید.
برغان با القابی همچون مهد چنارهای هزارساله و سرزمین آلوچه شناخته میشود
و این القاب به شما نشانههایی از حال و هوای این روستا میدهند. با مجله دلتا همراه باشید.
برای رسیدن به این روستا به استان البرز
بروید و بین کرج و هشتگرد روستای زیبا و چهار فصل برغان را خواهید دید که
فاصله آن تا تهران هم چندان زیاد نیست. این روستا در محدوده ساوجبلاغ
استان البرز قرار دارد و برای رفتن به برغان کافیست ۱۳ کیلومتر از کرج دور
شوید. برای رسیدن به برغان، دو مسیر وجود دارد. از کرج – گوهردشت، جاده
آتشگاه به سمت این روستا بروید و یا از اتوبان کرج- قزوین تابلوی کردان را
که دیدید به سمت راست رفته و پس از کردان به سمت برغان بروید.
برغان مجموعه کاملی از دیدنیهای تاریخی و طبیعی را داراست. باغهای میوه به ویژه آلو آن شهرت بسیار دارد، بخش بزرگی از روستا و اطرافش زمینهایی با کاربری کشت است. کوچه باغهای باصفایی که جان میدهد برای عکاسی.
افزون
بر آن تکیههای برغان شهرت تاریخی دارند. درِ یکی از این تکیهها سوژهای
منحصربهفرد برای عکاسان وجود دارد. به این در به اندازهای قفل و دخیل
بستهاند که چیزی از بافت اصلی آن دیده نمیشود. یک درخت سیب قدیمی در
مرکز روستا قرار دارد. از گذشتههای دور تا کنون، مردم روستا شبهای جمعه
دور این درخت جمع میشدند و برای حاجت روایی شمع روشن میکردند. دیدنش
خالی از لطف نیست.
یک
کاروانسرای عباسی از دیگر دیدنیهای روستاست که تنها بقایایی از آن باقی
است. مسجد جامع ۸۰۰ ساله روستا نیز با آن چنار قدیمیاش از دیگر
دیدنیهایی است که نظر شما را به خودش جلب میکند. پل قدیمی برغان که در
ابتدای روستا قرار دارد، از دیگر جاذبههایی است که میتوانید ببینید. این
پل تاریخی مربوط به دوران صفویان است. رودخانه زیر پل هم از زیباییهای روستا به شمار میرود.
متمدنترین روستای ایران، بهشت عاشقان محیطزیست!
اورامانات، روستای پلکانی سنگی در دل مه
روستایی در ایران با حس و حال روستاهای اروپایی
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .
به اعتقاد خیلی از کسانی که به وجود ماورالطبیعه معتقدند، بسیاری از کسانی که از دنیا میروند، روحشان به دنیای دیگر وارد نمی شود و در محلی که جانشان را از دست داده اند، میماند. هتل استنلی، یکی از این مکان های روح زده است که البته بیشتر شهرتش را مدیون انتشار کتابی با داستان این مضمون است.

آیا
به وجود ارواح اعتقاد دارید؟ به دنیای ماورا باور دارید؟ داستان هتل روح
زده استنلی را میدانید؟ اگر از آن دسته از افرادی هستید که به وجود ارواح
اعتقادی ندارید و یا یالعکس از دنبال کنندگان داستانهای ماورالطبیعه و
داستان های ارواح هستید، با ما در مجله دلتا تا آخر داستان هتل استنلی، همراه باشید.
این هتل ۴۲۰ اتاق دارد که در منطقه استس پارک، در کلرادوی آمریکا
واقع شده است. این هتل مرموز و شگفت انگیز در ۵ مایلی ورودی پارک ملی
کوهستان راکی، قرار گرفته و از این نظر جز هتل های خوش منظره و با جذابیت
های طبیعی بالا به حساب می آید.مهمانان این هتل به این منظور به این هتل
میآیند که اتفاقی فراتر از دنیای روزمره و عادی را تجربه کنند. در همین
راستا از دیگر امکانات هتل استنلی این است که در آن تورهای گردشگری با
موضوع محوریت فعالیتهای ماورایی و ترسناک برگزار میشود.
این
هتل در ۴ جولای سال ۱۹۰۹، توسط فریلن اسکاتی استنلی، در این منطقه زیبا
افتتاح شد. هتل استنلی و زمینها و مراتع اطراف آن، امروزه به عنوان یکی
از مکانهای تاریخی کشور آمریکا به حساب میآیند. شهرت این هتل به خاطر
گردشگری وحشت است. البته نباید نقش استفن کینگ، نویسنده معروف ژانر وحشت
را در این بین نادیده گرفت. کینگ با داستانی ترسناک، جذابیتی دو چندان به
این هتل ترسناک اما جذاب بخشیده است. کتاب درخشش یکی از معروفترین آثار
استفن کینگ در ژانر وحشت است و او در این کتاب از این هتل و حال و هوایش
برای توصیف هتل اورلوک، هتلی که اتفاقات کتاب در آن جریان دارد، استفاده
کرده است.
داستان
نوشتن کتاب درخشش از آن جا شروع شد که کینگ و همسرش برای اقامت به این
هتل رفتند اما در کمال ناباوری در حالی که هنوز هم اقامت آنها به یک روز
هم نرسیده بود دریافتند که تنها مسافران داخل این هتل هستند و حتی خدمه
هتل هم در حال آمادهسازی برای تعطیلی هتل در فصل زمستان بودند. کینگ حس و
حالش را اینگونه توصیف میکند که فضای هتل، راهروهای طولانی و خلوت هتل
که انگار بیانتها شده بودند، او را در خلسه فکری برده بود. همه این
المانها، این حس را به کینگ دادند که انگار خداوند او را به این مکان
هدایت کرده است تا این صحنهها را ببیند.
کینگ
و همسرش در اتاق شماره ۲۱۷، اقامت داشتند. کینگ در خواب خود میبیند که
یک پسربچه ۳ ساله شده و موجودی شیطانی در تعقیب اوست. کینگ از خواب بیدار
شده و در حالی که به فکر فرو رفته بود، روایت داستان درخشش به ذهنش خطور
کرد. داستان یک خانواده ۳ نفره در هتل اورلوک که در اتاق ۲۱۷ به وقوع
میپیوست.
جدا از داستان این کتاب و هتل اورلوک، تاریخ این هتل
خالی از اتفاقات عجیب و ترسناک نبوده است. استنلی کوبریک، کارگردان معروف
با استفاده از الهامگیری از این کتاب و داستانهای خود هتل استنلی، اثر
معروف سینمای ژانر وحشت با نام درخشش را ساخت.
از سال ۲۰۱۳، هتل استنلی میزبان فستیوال فیلم استنلی به عنوان یک جشنواره مستقل فیلمهای ترسناک
است. با این که در هتل استنلی رویدادهای فراطبیعی و عجیب، قبل از ساخت
فیلم درخشش اتفاق افتاده بوده است اما باید پذیرفت که این هتل روزهای
آرامی را قبل از این فیلم داشته است و پس از ساخت این فیلم، تازه شروع کار
هتل به حساب میآید. هر ساله افراد زیادی که به ماجراهای ماورالطبیعه
علاقهمندند به این هتل میآیند. این همایشها بیشتر کار مالکان هتل است
که با برگزاری تور ارواح، بازدیدکندگان را مجذوب هتل خود میکنند.
شهری که ممتد در حال سوختن است!
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .
در ایران، مناطقی وجود دارد که گاهی با قدم گذاشتن در آنها، از این دنیا جدا میشویم و گویی پا به دنیای قصهها و رویاها گذاشتهایم. این مناطق انگشتشمار، هرکدام بنا به دلیل خاصی دستنیافتنی به نظر میرسند.

در
بخش ایرانگردی امروز به سراغ روستای دیزباد بالا رفتهایم، یکی از همین
مناطقی که انگار این جهانی نیستند، روستایی که همه مردم آن باسواد هستند و
به همین دلیل آن را متمدنترین روستای ایران میدانند! در ادامه با مجله دلتا همراه باشید تا بیشتر با این روستا آشنا شویم.
وارد جاده نیشابور
که میشوید و چشمتان به توربینهای بادی که میافتد، قدم به منطقه دیزباد
گذاشتهاید. با گذشتن از رباط فخر داوود در ۶۲ کیلومتری مشهد به سمت راست
بپیچید و ۱۳ کیلومتر دیگر را پشت سر بگذارید تا به روستای دیزباد بالا
برسید. دیزباد پس از ماسوله، معروفترین روستای پلکانی ایران نیز هست.
اولین
مدرسه روستا در سال ۱۳۱۲ تاسیس شد و ناصرخسرو نام داشت. این روستا، در
سال ۱۳۴۸ به عنوان یکی از معدود روستاهایی که صد در صد باسواد است، در
یونسکو به ثبت رسید و عجیب نیست که نخبگان فراوانی نیز از این روستا
برخاسته باشند.
یکی دیگر از نکاتی که باعث شده این روستا، در میان سایر
روستاهای ایران، جایگاه ویژهای داشته باشد، تفکیک زباله است! در این
روستا نه تنها کسی حق ریختن زباله بر روی زمین را ندارد، بلکه مردم روستا
خودشان را موظف میدانند که روستا را تمیز کنند و خیلی پیشتر از آنکه کسی به فکر تفکیک زباله بیفتد، آنها این کار را انجام میدادند.
وقتی
وارد این روستا میشوید، تابلوی جالبی را خواهید دید که روی آن نوشته شده
:«مبادا شکار، مبادا تبر بر درخت و بهار، محیط و زمین را نکو پاکدار.»
این، شعار مردم روستاست. نکته دیگری که در همان ابتدای ورود به روستا
توجه شما را به خود جلب خواهد کرد، نمادی عجیب به شکل DNA است که بر روی
یک بلندی نصب شده است. در قسمت بالایی این DNA، یک لانه کبوتر و یک قلم
به چشم میخورد که به این معناست که فرهنگ حفاظت از محیط زیست، چیزیست که
در ژن مردم دیزباد بالا وجود داشته و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
۱.
آرمانی در این روستا وجود دارد که اولین بند این آرمان این است که کسی حق
ندارد در این روستا درخت بلند قد را قطع کند. میگویند پرندهها بر
درختان بلند قد بیشتر لانه میکنند چون امنیت دارند و هر چه حال پرندهها
بهتر باشد، آن پرندهها کرم خراط گردو و گیلاس را میخورند و دیگر نیازی
نیست سم شیمیایی برای آفت بزنیم.
۲. در این روستا اگر کسی در مزرعه
استخری دارد، موظف است حتماً چند تکه چوب در استخر بیندازد که اگر
پرندهای خواست آب بخورد غرق نشود.
۳. شورای روستا تصویب کرده است که
اگر کسی میخواهد خانهای بسازد یا بخواهد خانه را مرمت کند، حتماً بخشی
از خانه باید آشیان پرنده باشد. باورشان به این است که هر چه پرندهها
حالشان در این روستا بهتر باشد، هم در قلمرویی که پرواز میکنند کود بهتری
در زمین میپاشند و این کود میتواند حاصلخیزی خاک را افزایش دهد که دیگر
نیازی به کود شیمیایی نیست و هم اینکه پرندهها با آفات مبارزه میکنند و
نکته دیگر اینکه پرندهها با آوازی که میخوانند حال مردم را بهتر
میکنند.
۴. در این روستا از تراکتور برای شخم زدن استفاده نمیکنند،
در مواقع شخم سیبزمینی یا آلوی قطرهطلا در زمین جاسازی میکنند، گرازها
به بهانه اینکه سیبزمینیها را پیدا کنند با پوزه قویشان خاک را زیر و
رو میکنند، غذا را پیدا میکنند و زمین را هم آماده کشت و زرع کردهاند.
۵. در این روستا کسی شکارچی اجیر نمیکند که گرازها را بکشد تا به محصولات کشاورزیشان آسیب نرسد، بلکه موانع فیزیکی ایجاد کردهاند که گرازها نزدیک مزارع و درختهایشان نشوند.
اورامانات، روستای پلکانی سنگی در دل مه
روستایی در ایران با حس و حال روستاهای اروپایی
دریاچه دوقلو سیاه گاو، آکواریوم طبیعی ایران
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .