روستای مرگ، یکی از زیباترین روستاها در بخش الموت قزوین است. این روستا یکی از جاذبههای گردشگری معروف و دیدنی قزوین محسوب می شود.

ممکن است با شنیدن نام این روستا فکر کنید که این روستا جایی بسیار خطرناک است. اما اشتباه نکنید! زیرا نام این روستا “مَرگ” نیست، بلکه “مِرگ” است. به علت تلفظ اشتباه، روستای مرگ خوانده میشود. با این بخش از مجله دلتا همراه باشید.
این روستا در مسیر قزوین به معلم کلایه واقع شده است. محل قرارگیری آن در نزدیکی گردنه قسطینلار است. هنگامی که در جاده باریک و پرپیچ و خم قزوین به معلم کلایه حرکت میکنید، پس از طی ۳۵ کیلومتر به تابلویی برخورد خواهید کرد که مسیر «مرگ» را نشان میدهد.
شیب این روستا به گونهای است که به نظر میرسد خانهها روی هم چیده شدهاند. حتی در نگاه اول فکر میکنید هر لحظه امکان سقوط آنها وجود دارد. هرگاه از شیب تند روستای مرگ بالا بروید و به بالاترین نقطه آن برسید، تمام دره الموت در یک چشم انداز زیبا نمایان میشود.

ارتفاعات این روستا به رودخانه شگفت انگیز شاهرود و دره الموت مشرف است. با رسیدن به بالاترین نقطه، میتوانید چشماندازی رویایی از تمام الموت را نظارهگر باشید. قلههای باستانی مختلفی که در این منطقه وجود دارد، از جمله جاذبههای گردشگری این روستا است. بسیاری از گردشگران به خاطر آنها به روستای مرگ سفر میکنند. این روستای دیدنی، پر از بیدهای بلند و باغهای میوه است.
اگر از روستای مرگ، به سمت دره الموت حرکت کنید به یک چشمه پرآب و بزرگ می رسید. این دریاچه آب بسیار شفافی دارد. اگر در روزهای تابستان به اینجا سفر کنید، خواهید دید که گردشگران زیادی دور این چشمه جمع شدهاند.

شب که چراغ خانهها یکی یکی روشن میشود، دریاچهای از نور تشکیل میشود. از بلندای روستای مرگ، روستاهای دیگر منطقه همچون جزیرههای تابان می درخشند.
پیشنهاد مطالعه: برای آشنایی با دیگر جاذبههای ایرانگردی، شهر نیلوفرهای آبی را در مجله گردشگری دلتا مطالعه کنید.
روستایی با مردمان اروپایی در قلب ایران!
روستایی که مردمانش زیرِ زمین زندگی میکردهاند!
روستایی در دل کویر که پیست اسکی دارد
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .
روستای مرگ، یکی از زیباترین روستاها در بخش الموت قزوین است. این روستا یکی از جاذبههای گردشگری معروف و دیدنی قزوین محسوب می شود.

ممکن است با شنیدن نام این روستا فکر کنید که این روستا جایی بسیار خطرناک است. اما اشتباه نکنید! زیرا نام این روستا “مَرگ” نیست، بلکه “مِرگ” است. به علت تلفظ اشتباه، روستای مرگ خوانده میشود. با این بخش از مجله دلتا همراه باشید.
این روستا در مسیر قزوین به معلم کلایه واقع شده است. محل قرارگیری آن در نزدیکی گردنه قسطینلار است. هنگامی که در جاده باریک و پرپیچ و خم قزوین به معلم کلایه حرکت میکنید، پس از طی ۳۵ کیلومتر به تابلویی برخورد خواهید کرد که مسیر «مرگ» را نشان میدهد.
شیب این روستا به گونهای است که به نظر میرسد خانهها روی هم چیده شدهاند. حتی در نگاه اول فکر میکنید هر لحظه امکان سقوط آنها وجود دارد. هرگاه از شیب تند روستای مرگ بالا بروید و به بالاترین نقطه آن برسید، تمام دره الموت در یک چشم انداز زیبا نمایان میشود.

ارتفاعات این روستا به رودخانه شگفت انگیز شاهرود و دره الموت مشرف است. با رسیدن به بالاترین نقطه، میتوانید چشماندازی رویایی از تمام الموت را نظارهگر باشید. قلههای باستانی مختلفی که در این منطقه وجود دارد، از جمله جاذبههای گردشگری این روستا است. بسیاری از گردشگران به خاطر آنها به روستای مرگ سفر میکنند. این روستای دیدنی، پر از بیدهای بلند و باغهای میوه است.
اگر از روستای مرگ، به سمت دره الموت حرکت کنید به یک چشمه پرآب و بزرگ می رسید. این دریاچه آب بسیار شفافی دارد. اگر در روزهای تابستان به اینجا سفر کنید، خواهید دید که گردشگران زیادی دور این چشمه جمع شدهاند.

شب که چراغ خانهها یکی یکی روشن میشود، دریاچهای از نور تشکیل میشود. از بلندای روستای مرگ، روستاهای دیگر منطقه همچون جزیرههای تابان می درخشند.
پیشنهاد مطالعه: برای آشنایی با دیگر جاذبههای ایرانگردی، شهر نیلوفرهای آبی را در مجله گردشگری دلتا مطالعه کنید.
روستایی با مردمان اروپایی در قلب ایران!
روستایی که مردمانش زیرِ زمین زندگی میکردهاند!
روستایی در دل کویر که پیست اسکی دارد
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .
کوچههای روستای صراخیه، ونیز ایران پر از آب است؛ دقیقا مثل ونیز. در صراخیه اما خبری از ساختمانهای بلند و باشکوهِ ونیز نیست.

روستای صراخیه را ونیز ایران نامیدهاند. روستایی ایستاده روی آب و لابهلای نیزارهای بلند تالاب شادگان. با مردمانی که به آهستگی با بَلَمهای دست ساز کوچک در آبراهههای باریک میرانند. زندگی در روستای صراخیه ونیز ایران جاریست. در ادامه با مجله دلتا همراه باشید.
روستای صراخیه جایی در میان تالاب شادگان قرار دارد. شادگان نام تالابی است که حدود ۱۱۰ کیلومتر با اهواز و ۶۰ کیلومتر با خرمشهر فاصله دارد. بنابراین روستای صراخیه در استان خوزستان قرار دارد. اگر قصد سفر به خوزستان را دارید، بازدید از صراخیه را در برنامههایتان بگنجانید.
روستای صراخیه میان تالاب شادگان قرار دارد. بنابراین ساکنانش مجبورند برای زندگی، روی بلم و قایق بنشینند و حرکت کنند. پارو زدن، عادیترین کاری است که صراخیهایها در زندگی انجام میدهند.

معماری خانههای صراخیه ساده و متناسب با اقلیم است. خانهها با نی، اصلیترین گیاه تالاب شادگان و خشت و گِل ساخته میشوند. زندگی صراخیهایها ساده و صمیمی است. همه اینها برای شهرنشینان، جذابیت دارد و آنها را سر شوق میآورد. دیدن پرندههای نادر و مهاجر نیز از دیگر جاذبههای روستای صراخیه است. بومیها میگویند روزگاری که حال تالاب شادگان بهتر بود، حتی دلفینها نیز به روستا میآمدند.

مردم روستای صراخیه اغلب از قایق موتوری استفاده نمیکنند. صدایش پرندگان را فراری میدهد. حال گاومیشهای روستا را هم بد میکند. بهتر است شما نیز برای بازدید از همه نقاط روستا، مثل خود اهالی از بَلَم استفاده کنید. در روستای صراخیه همه بلدند بلم را هدایت کنند. بنابراین میتوانید حتی از کمک کودکان روستا استفاده کنید. زباله نریزید. این کارِ گردشگران بیملاحظه است و قطعا شما در این گروه قرار ندارید. مردم روستای صراخیه نه آب دارند، نه گاز. بنابراین با خودتان آب آشامیدنی همراه داشته باشید. در مصرف آب نیز صرفه جویی کنید.

پیشنهاد مطالعه: برای آشنایی با دیگر جاذبههای ایرانگردی، شهر نیلوفرهای آبی را در مجله گردشگری دلتا مطالعه کنید.
باغ سنگی، سفری با طعم وحشت و هیجان!
موزه بریتانیا؛ آرامگاه منشور کوروش
چند پیشنهاد بهاری برای طبیعتگردی
تنگه دریخا؛ هیجان بر فراز صخرهها!
روستایی با مردمان اروپایی در قلب ایران!
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .
کریستیانو رونالدو یکی از گرانترین و بهترین بازیکنان فوتبال دنیا است. او موزهای شخصی، با نام CR7 را به نمایش جوایز خود اختصاص داده است.

موزه CR7 یا موزه کریستیانو رونالدو در شهر فونچال در پرتغال واقع شده است. این موزه حاوی جوایز و افتخاراتی است که این بازیکن، در حرفه فوتبال کسب کرده است. با مجله دلتا همراه باشید تا با این موزه جالب آشنا شوید.
نمای بیرون موزه کریستیانو رونالدو با
رنگهای مشکی و قرمز پوشیده شده است. در بیرون فضای موزه، مجسمهای برنزی
از رونالدو وجود دارد. در زیر مجسمه نوشته شده: «بهترین بازیکن جهان». پس
از پله، رونالدو تنها بازیکنی است که یک موزه اختصاصی برای خود دارد.
در
بخش ابتدای موزه، از کف زمین تا سقف، با عکسهای کریستیانو رونالدو
پوشیده شده است. در میان این عکسها، عکس شبی وجود دارد که زندگی رونالدو
برای همیشه تغییر کرد. در آن شب، تیمی که رونالدو در آن بازی میکرد، در
مقابل منچستر یونایتد پیروز شد. الکس فرگوسن او را دید و فردای آن روز با
او قرارداد بست.
در
این موزه، برخی از تیشرتهای رونالدو که در بازیهای فوتبال از آنها
استفاده کرده است، قرار داده شدهاند. در میانه سالن این موزه، قفسههای
سفید رنگی وجود دارد که بیش از ۱۴۰ جایزه رونالدو در این قفسهها جای داده
شده است. تعداد بیشماری عکس از رونالدو، مانیتورهایی که میتوانند
فوتبال با رونالدو را برای بازدیدکنندگان شبیهسازی کنند و مجسمههای مومی
از رونالدو، قسمتهای مختلف این موزه را تشکیل دادهاند. به عبارت دیگر،
هر چیزی که طرفداران رونالدو بخواهند، در این موزه وجود دارد.
ایده
اولیه این موزه را برادر بزرگتر رونالدو داده است. او مدیریت موزه را به
عهده دارد. برادر رونالدو برای نخستین بار این پیشنهاد را میدهد که جوایز
در یک مکان مشخص جمعآوری شوند. رونالدو چند سال پیش یک ساختمان ۵ طبقه
را در تپههای فونچال خریداری کرده بود او تصمیم داشت تا آن را به رستوران تبدیل کند. با پیشنهاد برادرش، آن را برای مکان موزه در نظر گرفت.
پیشنهاد مطالعه: برای آشنایی با دیگر جاذبههای جهانگردی، ۷ مکان ممنوعه جهان! را در مجله گردشگری دلتا مطالعه کنید.
رنگارنگترین آبفشان دنیا را ببینیم!
سفر به شهرهای همیشه بیدار جهان
روستایی که ساکنانش یکباره به خواب میروند!
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .
در جنگهای میان آمریکا و بریتانیای کبیر، دولت آمریکا اشتباها یک دژ به نام بلاندر را در دریاچه چمپلین در کانادا، ساخت!

در طول جنگهای بین بریتانیا و ایالات متحده آمریکا، کانادا تحت حکومت بریتانیا بود. مرز میان کانادا و شمال ایالت نیویورک، شاهد نبردهایی خونین بود. بیشتر این نبردها در اطراف دریاچه چمپلین رخ داد. با مجله دلتا همراه باشید تا ببینید این جنگها چگونه باعث شد دژ مونت گومری ساخته شود.
دریاچه چمپلین
در مرز کانادا و آمریکا واقع شده است. این دریاچه برای بریتانیاییها،
مسیری مستقیم برای هجوم به قلب آمریکا بود. بلافاصله پس از جنگ، آمریکا
قصد داشت از تلاشهای دیگر برای هجوم به خاکش جلوگیری کند. مقامات تصمیم
گرفتند در کرانههای دریاچه چمپلین، استحکاماتی قوی بسازند. یک بخش
ماسهای کوچک در دریاچه، برای ساختن دژ هشت ضلعی انتخاب شد.
قرار بود
این دژ، دیوارهایی با ارتفاع ۹ متر و همچنین ۱۲۵ توپ داشته باشد. هدف این
بود که هر کشتی انگلیسی که قصد عبور از آن منطقه را دارد، نابود شود.
ساخت
و ساز این دژ در سال ۱۸۱۶ آغاز شد. در حین بررسیها و نقشه برداریهای
مشترک آمریکا و بریتانیا، یک مشکل کشف شد. دژ در طرف اشتباه مرز ساخته شده
بود! مرز واقعی تقریبا در ۱٫۶ کیلومتری جنوب دژ بود.
زمانی که این
اشتباه شرم آور کشف شد، ساخت و ساز دژ به سرعت متوقف گردید. در آن زمان
این سنگر بینام، به نام مستعار دژ بلاندر خوانده شد. ۲۰ سال بعد، ساکنین
بومی از سنگهای قلعه برای ساخت و ساز خانههایشان استفاده کردند.
سالها بعد، دیپلماتهای کانادایی و آمریکایی، در مورد این موضوع و دیگر مشکلات مرزی به مذاکره پرداختند. آمریکا اصرار داشت که مرز جدید تنها کمی جلوتر برود تا این دژ، به خاک آمریکا برگردد. در نهایت، دژ بلاندر متعلق به ایالات متحده آمریکا شد. بدون هیچ وقفهای، آمریکا شروع به ساخت دوباره یک دژ جدید کرد. نام دژ جدید به احترام یکی از قهرمانان جنگ، دژ مونت گومری گذاشته شد.
این
دژ، زمانی که جنگ داخلی آمریکا در دهه ۱۸۶۰ آغاز شد، هنوز در حال ساختن
بود. شایعهای باعث شد تلاش برای تکمیل دژ و مستقر شدن در آن، متوقف شود.
در سال ۱۸۸۶، فقط اسکلت این دژ تکمیل شده بود.
تا آن زمان، احتمال حمله
از سمت کانادا بسیار دور از ذهن بود. طبق شرایط، ایده ساخت استحکامات در
مرز کانادا و آمریکا، بیمعنی جلوه میکرد. با این حال دژ با ۷۴ اسلحه که
تمام لولههای آن در مقابل کانادا قرار داشت، مسلح شد.
اسلحههای قدیمی دژ با ورود توپخانههای مدرن، منسوخ شده بودند. در طول ۵۰ سال بعد، این اسلحهها برداشته شدند. یک بار دیگر، بومیان منطقه، دژ را تکه تکه کردند. آنها مقادیر بیشماری از آجر، پنجره، در و الوار را به یغما بردند. بخش کوچکی از دژ مونت گومری که باقی مانده، در دست بخش خصوصی است.
پیشنهاد مطالعه: برای آشنایی با دیگر جاذبههای جهانگردی، ۷ مکان ممنوعه جهان! را در مجله گردشگری دلتا مطالعه کنید.
رنگارنگترین آبفشان دنیا را ببینیم!
سفر به شهرهای همیشه بیدار جهان
با مجله گردشگری دلتا همراه باشید .