روزنوشتهای خانم نئاندرتال

روزنوشتهای خانم نئاندرتال و فقط همین!

روزنوشتهای خانم نئاندرتال

روزنوشتهای خانم نئاندرتال و فقط همین!

سفر به ونیز گمشده ایران، سفری رویایی و پر هیجان!

با شنیدن نام ونیز احتمالا یاد قایق‌هایی در دل شهر می‌افتید، شهری که در خیابان‌هایش آب جاری است و در واقع شهری شناور بر روی آب به شمار می‌رود.
ونیز ایران در روستای صراخیه

ایران هم روستایی داریم که شاید کمتر کسی نام آن را شنیده باشد، روستایی که آب از وسطش می‌گذرد و مردم در آن با قایق عبور و مرور می‌کنند. رفت و آمد در این روستا شما را به یاد رفت و آمد در ونیز می‌اندازد. تالاب شادگان یک تالاب بین‌المللی است که عمده آب خود را از رودخانه جراحی تامین می‌کند و در میان روستای صراخیه (سراخیه) و رگبه جریان دارد. با ما در مجله دلتا همراه باشید تا به ونیز ایران در روستای صراخیه سفر کنیم.

ونیز ایران در روستای صراخیه

معماری روستای صراخیه بسیار جالب توجه است و می‌توان گفت نمونه‌های آن را در جهان کمتر می‌توان یافت. خانه‌ها در روستای صراخیه با خشت، گل و نی ساخته شده است. روستایی که ۹۰ خانوار دارد و مردمش با زبان عربی صحبت می‌کنند و دشداشه (لباس بلند عربی) می‌پوشند. تنها وسیله رفت و آمد در صراخیه، قایق یا بلم است و همین دلیل سبب شده تا این روستا را با نام ونیز ایران بشناسند.

حیوانات بومی

اگر به این روستا بروید، متوجه افراد محلی می‌شوید که با قایق‌های پارویی و قایق‌های موتوری می‌خواهند شما را به دل تالاب ببرند که می‌تواند تجربه‌ای متفاوت برایتان باشد. دیدن یک روستا و خانه‌های روستایی در دل تالاب، دیدن پرندگان بومی کم نظیر و برخی پرندگان در خطر انقراض جهانی همچون عقاب تالابی خالدار، عقاب دریایی دم سفید، اردک سرسفید، گیلانشاه خالدار، اردک مرمری، عروس غاز، اکراس آفریقایی و پلیکان پا خاکستری که متاسفانه هنوز شکار می‌شوند.

اردک مرمری تنها در تالاب شادگان زیست می‌کند و در جای دیگری از جهان وجود ندارد. بنابراین آنها که به پرنده نگری علاقه دارند می‌توانند سری هم به این تالاب بزنند. گذر از کنار نی‌های سبز داخل تالاب نیز در کنار شنیدن صدای آرام آب برایتان جذاب خواهد بود.

روستای صراخیه در شهرستان شادگان و نزدیک به اهواز و آبادان در استان خوزستان قرار گرفته و همچون دیگر شهرهای جنوبی ایران از اواسط مهرماه تا اواسط اسفندماه، مطبوع‌ترین آب و هوای خود را تجربه می‌کند. در واقع این روستا ۱۱۰ کیلومتر از اهواز و ۶۳ کیلومتراز خرمشهر فاصله دارد. مردم این منطقه علاوه بر اجاره قایق به گردشگران از صنایع دستی ساخته شده از برگ درختان نخل نیز کسب درآمد می‌کنند. همچنین تعدادی خانه که با نخل خرما ساخته شده و کپر نام دارد در وسط تالاب و در نزدیکی روستا قرار گرفته به مسافران اجاره داده می‌شود.

مسیر دسترسی

اصلی ترین مسیر دسترسی روستای صراخیه و تالاب شادگان از شهر اهواز است. می‌توانید به شهر اهواز بروید و از آنجا به سمت آبادان حرکت کنید تا به منطقه دارخوین برسید. زمانی که در حال خروج از دارخوین هستید. جاده‌ای می‌بینید که شما را به سمت شهر شادگان می‌برد. از شادگان تا روستای صراخیه راهی نیست.

پیشنهاد مطالعه: شما را دعوت می‌کنیم به مطالعه مطلب ارزشمند سفر به عمارتی که سالی یکبار محو می‌شود!

دانلود اپلیکیشن

با مجله گردشگری دلتا همراه باشید.

جنگل نفرین‌شده‌ در مشهد که شب‌ها جیغ می‌کشد!

تجربه ترس، ترشح آدرنالین و گردشگری وحشت یکی از تفریحاتی است که این روزها طرفداران بسیاری دارد.
جنگلی در مشهد که جیغ می کشد

جنگل جیغ، یکی از ترسناک‌ترین جنگل‌های ایران و یکی از جاهای دیدنی مشهد است که گردشگران را هر سال به‌سمت روستای سربرج می‌کشاند. نام این جنگل هر کسی را کنجکاو می‌کند و همه می‌خواهند سر از راز این جنگل دربیاورند. جنگل جیغ مشهد بر اساس داستان‌های محلی، جنگلی نفرین شده و محل زندگی اجنه و شیاطین است؛ اما آیا این داستان واقعی است؟ با ما در مجله دلتا همراه باشید تا به جنگلی در مشهد که جیغ می کشد سفر کنیم.

جنگل جیغ مشهد

جنگلی در مشهد که جیغ می کشد

برای بازدید از جنگل جیغ مشهد باید دل شیر داشته باشید؛ زیرا این جیغ‌ها کاملا واقعی هستند و این داستان تنها برای جذب گردشگر روایت نشده است. چه بسیار افرادی که در ابتدا فکر می‌کردند با داستانی تخیلی روبه‌رو هستند؛ اما با شنیدن صدای جیغ‌ها در جنگل پا به فرار گذاشته‌اند. در ادامه با ما همراه باشید تا شما را به سفری در میان این جنگل مخوف و ترسناک با جیغ‌های گوش‌خراش ببریم.

جنگل جیغ کجاست؟

جنگل جیغ یکی از جاهای دیدنی روستای سربرج در بخش طرقبه در استان خراسان رضوی است. این روستا در جنوب مشهد قرار دارد و فاصله آن تا مرکز این شهر تنها ۳۲ کیلومتر است. بسته به ترافیک و ساعت حرکت، حدود ۴۰ تا ۵۰ دقیقه برای رسیدن به سربرج از مشهد باید رانندگی کنید. فاصله جنگل جیغ تا تهران ۹۲۴ کیلومتر است و طی کردن این مسافت حدود ۱۱ ساعت به طول می‌انجامد.

جنگلی که جیغ می کشد

دلیل نام‌گذاری جنگل جیغ

جنگل جیغ را به خاطر صداهای عجیبی (شبیه به سوت یا جیغ) که در طول شب تا سپیده‌دم در آن طنین می‌اندازد به این نام نام‌گذاری کرده‌اند. تمام افرادی که تا به امروز از جنگل جیغ مشهد دیدن کرده‌اند، این صدای جیغ گوش‌خراش و عجیب را تایید می‌کنند. یک نکته ترسناک دیگر درباره این جنگل این است که صدای جیغ به‌محض تاریک شدن هوا به گوش می‌رسد و روزهای این جنگل با دیگر جنگل‌های معمولی هیچ تفاوتی ندارد.

صدای جیغی که در جنگل جیغ مشهد به گوش می‌رسد دقیقا به صدای جیغ زنی شباهت دارد که گویی در حال سوختن در آتش است و از ته دل فریاد می‌زند. بدون شک، شنیدن این صدا هر کسی را خواهد ترساند. در سال‌های اخیر بسیاری از افراد که این داستان را باور نداشتند یا اهل ماجراجویی بودند به بازدید از جنگل جیغ رفته‌اند؛ اما بسیاری از آن‌ها در نیمه راه پشیمان می‌شوند و بازمی‌گردند.

در جنگل جیغ که با نام جنگل سربرج و جنگل مج نیز شناخته می‌شود، گیاهانی چون درختان میوه گیلاس، گردو، سیب و چنارهای سر به‌فلک کشیده در اطراف رودخانه و حیواناتی چون گرگ، روباه و پرندگانی چون عقاب و قرقی دیده می‌شوند.

پیشنهاد مطالعه: شما را دعوت می‌کنیم به مطالعه مطلب ارزشمند روستای مرموزی در البرز که جزو نقشه ایران نیست!

دانلود اپلیکیشن

با مجله گردشگری دلتا همراه باشید.

سفر به عمارتی که سالی یکبار محو می‌شود!

ترکیه علاوه بر جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی متعدد، مکان‌های ترسناک و آمیخته با داستان ارواح نیز دارد که می‌تواند گزینه‌ خوبی برای علاقه‌مندان به گردشگری سیاه باشد.
مکان های دیدنی و ترسناک ترکیه

ترکیه یکی از مقاصد باستانی و زیبا در دنیا به شمار می‌رود که با امپراتوری‌های باستانی یونان، ایران و روم ارتباط داشته است. با توجه به تاریخ گسترده‌‌اش، برخی از تاریخی‌ترین سازه‌های دنیا را در خود جای داده است که سالانه گردشگران زیادی را به خود جذب می‌کنند. اما این همه ماجرا نیست و وقتی صحبت از مکان‌ها و بناهای ترکیه می‌شود، جاهایی در این کشور وجود دارد که از دیرباز برچسب نفرین‌شده یا محل ارواح گرفته‌اند و قطعاً می‌تواند برای علاقه‌مندان گردشگری سیاه جذاب باشد. در ادامه با مجله دلتا همراه باشید تا برخی مکان های دیدنی و ترسناک ترکیه را به شما معرفی کنیم.

مکان های دیدنی و ترسناک ترکیه

مکان های دیدنی ترکیه

عمارت Bakirpasa

عمارت Bakirpasa، قدیمی‌ترین عمارت ترکیه است که به‌عنوان جایی ترسناک شناخته می‌شود. این سازه‌ قدیمی که بخشی از آن نیز تخریب شده است، هنگام شب به‌دلیل ظاهر رعب‌آورش باعث وحشت بازدیدکنندگان می‌شود. مردم محلی می‌گویند که این ساختمان، سالی یک بار محو می‌شود. اگر می‌خواهید حس ترس را به معنی واقعی کلمه تجربه کنید، ساعت ۱۱ شب و در هوایی مه‌آلود به دیدن این عمارت بروید. داستان‌های ترسناکی که درباره‌ آن گفته می‌شود، مبتنی بر واقعیت هستند.

مکان های ترسناک ترکیه

آب‌انبار باسیلیکا

آب‌انبار باسیلیکا در مرکز استانبول واقع شده و برای صدها سال به‌عنوان منبع تامین آب ساکنان محل مورد استفاده بوده است. این مخزن آب زیرزمینی طولانی که در قرن ششم ساخته شد، از جاهای دیدنی استانبول به شمار می‌رود که گردشگران زیادی را به خود جذب می‌کند. فضای داخلی این آب‌انبار بی‌پایان به نظر می‌رسد و علاوه بر این گفته می‌شود که حاوی ۱۰۰ هزار تن آب است. از آن‌جا که هنگام ساخت این سازه‌ عظیم، هزاران برده جان خود را از دست دادند، آن را مکانی رعب‌آور می‌دانند. وجود حکاکی‌های باستانی در یک محفظه‌ی آب زیرزمینی هنوز هم باعث شگفتی هر بیننده‌ای می‌شود.

پیشنهاد مطالعه: شما را دعوت می‌کنیم به مطالعه مطلب ارزشمند روستایی با مردمان اروپایی در نزدیکی تهران!

دانلود اپلیکیشن

با مجله گردشگری دلتا همراه باشید.

ترس و هیجان را در پل خودکشی تجربه کنید!

برای کسی که به پایان خط رسیده، پریدن از پل یک انتخاب منطقی برای پایان دادن به تمامی مشکلات است. ظاهرا پل خودکشی پاسادنا، مکانی ایده‌آل و منطقی برای این دسته است که البته جاذبه گردشگری نیز محسوب می‌شود.
پل خودکشی در پاسادنا

تاکنون در دنیای گردشگری وحشت با شماری از پل‌های معروف و تسخیرشده جهان آشنا شدیم. پل‌هایی که ظاهرا در مسیرهای ارتباطی دنیای زنده‌ها، که جهان ما را به جهان ارواح پیوند داده‌اند. مقصد ترسناک امروز ما باز هم یک پل ساخته دست بشر است که به دلیل وقوع حوادثی، با عنوانی ناخوشایند به شهرت رسیده است. با ما در مجله دلتا همراه باشید تا با پل خودکشی در پاسادنا آشنا شوید.

پل خودکشی در پاسادنا

داستان امروز ما پیرامون پلی زیبا در امتداد خیابان کلرادو است که برفراز بستر رودخانه ساخته شده است. تاریخ احداث این پل در پاسادنا به سال ۱۹۱۲ بازمی‌گردد، در آن زمان این پل با هزینه ۱۹۱ هزار دلار و زیر نظر شرکت مهندسی «وادل و هرینگتون» ساخته شد. اما به نظر می‌رسد سازندگان آن هرگز تصور نمی‌کردند که روزی این دست ساخته زیبا و با شکوه‌شان، با لقبی خاص و نه چندان خوشایند شناخته شود.

بله این پل دست کم از سال ۱۹۳۲ تاکنون اسم مستعار «پل خودکشی» (Suicide Bridge) را یدک می‌کشد.

پل خودکشی پاسادنا

این پل در اصل با نام پل خیابان کلرادو شناخته و روی بستر رودخانه ساخته شده است، همین امر باعث شده شاهد شکل‌گیری یک پرسپکتیو خاص و تماشایی باشیم، به ویژه زمانی که افراد در حال رانندگی روی پل هستند.

به لطف این چشم‌انداز سحرانگیز و البته قرارگیری چراغ‌هایی در فواصل منظم، این پل از حال و هوای رمانتیک و عاشقانه برخوردار است، به ویژه وقتی بیننده از فاصله‌ای دور به آن نگاه می‌کند، اسیر جادوی دلفریب و کلاسیک آن می‌شود. اما این ساختار خاص و منحصربه‌فرد دست کم تاکنون صحنه‌ خودکشی بیش از صد انسان بوده که از بالای آن به پایین پریده و به زندگی‌شان خاتمه دادند.

متاسفانه به خاطر ارتفاع بالای پل، این پریدن‌ها اغلب به تکه تکه شدن اجساد منتهی شده و صحنه‌ای زشت و ناخوشایند را برجای می‌گذارند.

جاذبه های ترسناک

ارواح سرگردان

البته خودکشی به تنهایی تنها عامل شهرت این پل نبوده است. به هر حال وقتی افرادی افسرده و رنج دیده که به آخر خط رسیده‌اند، با پریدن از این پل به رنج‌های عمیق زندگی خود پایان می‌دهند، ارواح و اشباح هم آرام آرام از گوشه و کنار سر برآورده و باعث شکل‌گیری انواع داستان‌های ترسناک از تسخیر ارواح و مشاهده‌ اشباح می‌شوند. به طوری که امروزه گفته می‌شود پل خودکشی دست کم توسط چندین روح تسخیر شده است.

از جمله این ارواح می‌توان به روح مردی با عینکی با قاب سیمی و زنی اشاره کرد که ظاهرا لباس بلندی به تن دارد. او اغلب ایستاده برفراز یکی از نرده‌های پل مشاهده شده است و به محض آنکه خود را از پل به پایین می‌اندازد، در هوا ناپدید می‌شود.

حتی زیر پل، ارواح هنوز هم روی بستر رودخانه این سو و آن سو می‌روند. بارها صداهای عجیب و انعکاس گریه و ناله‌ها در تاریکی شب به گوش مردم رسیده است، اشکالی مه گرفته و شبح مانند مشاهده شده و حیوانات اغلب در این منطقه رفتارهایی عجیب و غیر عادی از خود نشان می‌دهند.

پیشنهاد مطالعه: شما را دعوت می‌کنیم به مطالعه مطلب ارزشمند روستایی با مردمان اروپایی در نزدیکی تهران!

دانلود اپلیکیشن

با مجله گردشگری دلتا همراه باشید.

قلعه ارواح، جاذبه‌ای ترسناک و افسانه‌ای!

ایرلند، کشوری در غرب قاره اروپا، با قدمتی بیش از پنج هزار سال، مملو از افسانه‌های قدیمی است. قلعه‌ای با نام قلعه ارواح، جزو جاذبه‌های این کشور زیبا است.
قلعه ارواح در ایرلند

در سراسر تاریخ، زمینی که این قلعه ترسناک بر روی آن واقع شده، در خون قربانیان، قاتلین خونسرد و شکنجه‌های فراوان غرق بوده است. این قلعه ایرلندی، روح‌زده‌ترین مکان در کشور است، زیرا فعالیت‌های عجیب ماورایی در آن رخ می‌دهد و مشاهداتی که بازدیدکنندگان ترسیده را از سخن گفتن بازمی‌دارد. با ما در مجله دلتا همراه باشید تا با قلعه ارواح در ایرلند آشنا شوید.

اگرچه بخش‌هایی از قلعه در سال ۱۹۹۲ سوخته است، اما ارواح برای همیشه به مکان مرگ‌شان متصل ماندند. این قلعه برای نمایش ماورایی مشهور و سفر هالووین شبح‌وار مناسب است.

قلعه ارواح در ایرلند

تاریخ خون‌آلود قلعه ارواح در ایرلند

باور بر این است که درویدها (کاهن‌های انگلیس و ایرلند و فرانسه باستان) اولین ساکنین این سرزمین بوده‌اند. پس از آن، قلعه لیپ در سال ۱۲۵۰ توسط قبیله بانون در بالای سرزمین آن‌ها ساخته شد. نام اصلی قلعه، لیم اوی باناین (Leim ui Bhanain) است که پس از پریدن دو برادر از قبیله بانون از یک لبه سنگی در مسابقه انتخاب رییس قبیله، انتخاب شد. معنای این نام، جهش بانون‌ها است. ایده این مسابقه این بوده است که هر کسی که زنده ماند، سردسته قبیله خواهد شد. چه پایان مخوفی!

در سده ۱۵۰۰، قبیله اوکارول، این سرزمین را تسخیر کردند و تاریخ خونین قلعه لیپ را رقم زدند. این قبیله تشنه خون و قدرت بود، آن‌ها یا قصد کشتن آدم‌های دیگر را داشتند یا زنجیر کردن آن‌ها به زمین. از طریق ازدواج، خانواده داربی در سال ۱۶۵۰، صاحب قلعه شدند، ولی وحشت و ترس در آن مکان تمام نشد.

جاذبه های ترسناک ایرلند

کلیسای خونین

داستان‌ها نقل می‌کنند؛ یک برادر از خانواده اوکارول،  که همچنین یک کشیش شناخته شده نیز بود، در طول مراسم عشای ربانی، توسط برادر خودش به قتل رسید. روح این کشیش کماکان در این اتاق حضور دارد و چندین بار دیده شده است. افراد در این مکان در طول شب، نوری را می‌بینند که پنجره را روشن کرده است و دیگران صدای پا در اطراف اتاق را می‌شنوند.

سیاهچال، یک اتاق مخفی در دیوارهای کلیسا، زمانی دخمه‌ای برای زندانی کردن مردم بوده است. در نهایت، زمانی که این مکان کشف شد، بیشتر از سه ارابه، از آن استخوان خارج کردند. بسیاری از این اسکلت‌ها، متعلق به اعضای دیگر قبایل، چه متحد آن‌ها و چه دشمن آن‌ها بود. گفته می‌شود اوکارول‌ها از دیگر قبایل به عنوان مزدوران استفاده می‌کردند تا از شر دشمنان‌شان خلاص شوند. سپس به عنوان دستمزد، غذای آن‌ها را مسموم می‌کردند یا به سادگی دیگر اعضای قبایل را در خواب می‌کشتند.

آن طرف قلعه، خانه قدیمی یک کشیش است، بسیاری از افراد که به آنجا سفر کرده‌اند، روح دیده‌اند یا حضوری را در بیرون ساختمان قدیمی حس کرده‌اند. برخی از افراد حتی مانکی (راهب) با خرقه و دمپایی را در اطراف آنجا دیده‌اند.

چگونه به آنجا برویم؟

برای بازدید از قلعه لیپ، به کولدری، کانتی اوفالی در ایرلند، سفر کنید.

چه این افسانه‌های ترسناک درباره این قلعه، صحیح باشد یا خیر، قطعا این قلعه ایرلندی، مقصدی جذاب برای سفر است.

پیشنهاد مطالعه: شما را دعوت می‌کنیم به مطالعه مطلب ارزشمند گورستان اسرارآمیز بهشهر که مردگان در آن نمی‌پوسند!

دانلود اپلیکیشن

با مجله گردشگری دلتا همراه باشید.